آخراي زنگ بود و بچه ها از نشستن سر كلاس خسته شده بودند . چند تا خوابشون برده بود،بعضي بچه ها هم مثل خودم"اسم و فاميل "بازي مي كردند ،تا اينكه به حول و قوه ي الهي بلاخره زنگ خورد و همه دويديم سمت حياط هنرستان.
بعد از چند دقيقه كه تقريباً خستگي از تنمون دررفته بود ، معاونمون آقاي جاوري همه رو به صف كردند.يكي از معلماپشت تريبون رفتند و اعلام كردند كه از دانش آموزان براي شركت در دوره هاي آموزشي ساخت سازه ماكاروني ثبت نام صورت مي گيره.سازه ماكاروني برامون مبحث تازه اي بود و فقط توي رسانه ها در موردش شنيده يا خونده بوديم
چند روز گذشت ، مهلت ثبت نام داشت تموم مي شد ولي هيچ كدوممون نرفتيم ثبت نام كنيم چون فكر مي كرديم سازه ساختن كار از ما بهترونه و .... تا اينكه دبيرهامون تصميم گرفتند مبحث سازه رو توي كارگاه به عنوان يك ساعت درسي به همه ي هنرجوها آموزش بدند.همه خوشحال شديم چون حداقل توي هفته چند ساعتي روسركلاس نمي رفتيم.بلاخره آموزش ساخت سازه شروع شد و با مرور زمان علاقه ي همه تسبت به سازه ماكاروني بيشتر و بيشتر شد.
يادم مياد اولين سازه اي كه توي مدرسه ساختيم فقط 15 كيلوگرم بار رو تحمل كرد در حالي كه وزنش حدود 220 گرم بود
چند هفته اي گذشت تا اينكه پژوهش سراي استاد طاهر شهرمون كه زياد باهاش آشنايي نداشتيم اعلام كرد كه اواخر بهمن ماه مسابقات داخلي سازه ماكاروني برگزار مي كنه.
اينجا بود كه همه ي ما تلنگري خورديم تا تلاشمون رو بيشتر كنيم و باعث افتخار هنرستانمون يعني هنرستان شهيد عابدي بشيم .
بعد ازاتمام دوره ي آموزشي شروع به ساخت سازه براي مسابقه مذكور كرديم .در نهايت هنرستانمون با تقريباً 12 تيم در اين مسابقات شركت كرد و با كمك خدا تونست مقام اول(با وزن تحملي 92كيلو گرم) و مقام دوم رو با وزن تحملي 75 كيلو گرم بدست بياره.